شما به همه توهین کردی

به بهترین نحوه از فن و هنر استفاده کردی تا انسان از آن لذت ‌ببرد! بسیار هوشمندانه و دقیق نوشتی و انسان از این هنر نگارش به قلم خوبت پی می‌برد! ماجرا بگونه ای رقم می خورد که خود انسان به این نتیجه گیری دست یابد! از همان لحظه شروع، آینده سیاه معرفی شد! راحت و روان گفتی ایران جای مناسبی برای زندگی نیست و این مخلص کلام شما بود! خودت گفتی بیانیه ندادم تا سانسور نشوم، یعنی فقط به نمایش گذاشتی! (1). زندگی خودت را براساس فیلم‌ خود تنظیم کردی وترجیح می‌دهی همسر و فرزندت در برلین زندگی کنند و این موضوع را برای همه تشریح کردی(2). سیمین را به گونه‌ای برای مردم نشان دادی که او دروغ نمی‌گوید و محبوبیت او را برای بیننده بالا بردی و در مقابل بقیه به راحتی دروغ گفتند! بزرگترین دروغ را در اسم فیلمت آوردی و به جای جدایی سیمین از نادر به همه گفتی " جدایی نادراز سیمین". آنقدر هنرمندانه به بمیدان آمدی که همه دنیا با دیدن فیلمت احساس کرد فاجعه‌ای بدتر از بمب اتم در ایران شکل گرفته است(3). برای گرفتن خرس طلا با مردم ایران خرس وسط بازی کردی، خیلی خوب دروغ و خیانت را به تصویر کشیدی و آن را به ایرانی‌ها نسبت دادی، توهین‌های شما به همین یک فیلم‌ت منتهی نمی شود: در فیلم "رقص در غبار"(1381)، قصه‌ی جوانی را تعریف کردی که همسرش را به خاطر بدنام بودن مادرش طلاق می‌دهد. در فیلم "شهر زیبا" (1382) گفتی اکبر به خاطر کشتن دختری (که سابقاً عاشقش بوده) زندانی و منتظر اعدام است. در چهارشنبه سوری (1383) تصویرگر ماجرای زنی بودی که به شوهرش شک دارد و فکر می‌کند که او با زن همسایه‌ رابطه دارد. در فیلم محاکمه در خیابان(1387) با همکاری کیمیایی در نوشتن فیلمنامه برای مان داستان مردی را گفتی که در روز عروسی‌اش به گذشته‌ی همسر خود شک کرده است. در فیلم کنعان(1386) نیز باز داستان خانواده ای را بیان کردی که مرد داستان مخالف خروج همسرش از کشور است و به همین دلیل درخواست طلاق می‌دهد. او در یکی از سکانس‌ها در پاسخ به سوال همسرش برای آگاهی او از علت طلاق،‌ به این موضوع اشاره می‌کند که دوست ندارد وقتی از خانه بیرون می‌رود، کسی منتظر او باشد. در شاهکاری به نام "درباره الی..." نشان دادی ایران محل زندگی خانواده‌هایی دروغگو است و در این جامعه دروغ مستمسک آرزوها قرار داده شده است.

و در تکمیل توهین های خود در آخرین فیلمت به نام "جدایی نادر از سیمین" جامعه ایران را غرق در دروغ تعریف کردی و بهترین راه را عزیمت از کشور دانستی.

قبح طلاق رابه راحتی شکستی و گفتی: «من از جامعه‌ای آمده‌ام که آمار طلاق در آن رشد فزاینده‌ای دارد و خیلی‌ها آن را اتفاق بدی می دانند، اما به نظر من رشد طلاق، حاکی از کنار گذاشتن رودربایستی‌های سنتی است.»(4)

زیرکانه جامعه را نیز به بیراهه کشاندی به شکلی که "هفت دقیقه تا پاییز" با نگاهی به "درباره‌ی الی" ساخته شد و امسال "سعادت آباد" و "انتهای خیابان هشتم" . و سال آینده می توان دست گلهای این فیلم جدیدت را نیز مشاهده کرد.

آقای فرهادی شما مدت‌هاست که احساس می کنی مردم توهین‌هایت را نمی فهمند! آقای فرهادی شما احساس می‌کنی ما با دیدن فیلمهایت گوش‌هایمان مخملی‌ می‌شود. اما این مطلب را نوشتم تا بدانی مردم ما هر چند ساده و عامی باشند ولی باز می‌فهمند چه چیزی را مشاهده می کنند، می‌فهمند چه می‌گویی و از گفتن مطلب دنبال چه مقصودی هستی، امیدوارم با فروش فیلمهایت به این استدلال نرسی که نفهمیدیم به ما توهیم کردی. مردم ما به سینما می‌روند تا یاد بگیرند ادب را، به سینما می‌روند چون می‌فهمند چه می‌بینند. و امروز به خوبی فهمیدیم علت جدایی سیمین را از نادر چون شما علاقمند هستی به همه مردم این جامعه توهین کنی.

------------------------------------------------------------------ 

1-خبرنگار روزنامه پرتیراژ آلمانی "دی ولت " از فرهادی می‌پرسد: دقیقا چه کردید گرفتار سانسور نشوید؟ فرهادی در جواب می‌گوید: نکته اصلی این است که هیچ پیام یا بیانیه‌ای نمی‌دهم! ارزش‌گذاری نمی‌کنم و موضع نمی‌گیرم بلکه کاملاٌ به تماشاگر وا می‌گذارم که چه برداشتی می‌کند.

 

2-. او(همسرم) و بچه ها با من به برلین آمدند، زیرا فکر می‌کنیم شاید برای مدت کوتاهی در خارج زندگی کنیم. خبرنگار دی ولت می پرسد: برای چه مدت؟ اصغر فرهادی در جواب می گوید: هنوز نمی‌دانم. سارینا، دختر 12 ساله ما اینجا به مدرسه و دختر دوساله ‌ما به مهد کودک خواهد رفت. من خودم بین برلین و ایران رفت‌و‌آمد خواهم داشت. بنابراین این بحث را در فیلم که آیا باید به خاطر بچه‌ها به خارج رفت در واقعیت هم داشته‌ام. اول مخالف بودم. در این فاصله می‌بینم که خوب است اگر بچه‌ها بتوانند راه‌های جدید را بروند. "دی‌ولت"

3- روزنامه السفیر: حوادث فیلم «جدایی نادر از سیمین» تاکید می‌کند که فیلم فرهادی از فاجعه‌ای غیرقابل پیش‌بینی در جامعه ایران سخن می‌گوید که از بمب اتمی ایران وحشتناک‌تر است و قربانی آن «دختر و جنین» است.

4- نشست مطبوعاتی جشنواره‌ی برلین.

/ 7 نظر / 25 بازدید
میثم

سلام؛ من این فیلم را ندیده ام هنوز... ولی خب. چاره ای نیست. نمی شود بگوییم که فیلم نسازند... باید مخالفان اندیشه ی فرهادی فلیمی بسازند که به تر و قوی تر پاسخ آن را بدهد...

بسیجی

بسم الله الرحمن الرحیم فوری تجمع دانشجویی مقابل سفارت عربستان امروز دوشنبه ساعت 17 میدان نو بنیاد خ بوستان سفارت عربستان

ارشك

كارگرداني موفق هست كه واقعيت ها رو منعكس كنه. موفقيت آقاي فرهادي هم براي همينه. دوست من شما از تلخي واقعيت ها دلخوري چه كار گوينده داري. اون فقط يه راويه. منم دارم تو همين جامعه زندگي ميكنم. شهر زيبا و چهار شنبه سوري و درباره الي و....متاسفانه اينا اون چيزايي هست كه من تو جامعه شاهدش بودم و هستم. اگه خيلي دلسوزيم جامعه رو تغيير بديم نه اينكه از كارگردان بخوايم دروغ بسازه اين چيزي رو تغيير نمي ده.

مجتبی

سلام دوست عزیز.یه خورده تند رفتی..یک سری از حرفات درست ولی بیشترش نه..مگه غیر از اینه..مگه ماها اینجوری نیستیم..چرا داری خودتو گول میزنی..البته منظورم این نیست که از روی لج و لجبازی ولی متاسفانه این فیلم واقعیت داره..اینم بگم که اصلا موافق تمامی تفکراتش نیستم ولی داره درست میسازه..متاسفانه..

سارا

امروز بعد از دیدن این فیلم داشتم به این فکر می کردم که چرا تو سینمای ما همیشه چادریا بد بخت هستن یا چرا همیشه بد بختها چادرین؟؟؟!!

سارا

و صد البته با اینکه اقای فرهادی قصد سیاه نمایی دارن موافقم. واقعا ادم با دیدن چنین فیلم هایی از زندگی نا امید می شه...

مهدی

سلام دوست عزیز وخسته نباشید مطالبی که نوشته اید بسیار جالب و قابل تامل است پر واضح است که در گیرودار فیلم فرهادی حق را به سیمین داده و نیز روال رسیدن حق به حقدار در ایران را زیر سوال برده و با سیاه نمایی ظریف خود جامعه را از دیدگاهی خاص به تصویر کشیده و...،اما از حق نباید گذشت که حواشی این فیلم بیشتر از متن آن نظرها را به خود جلب نموده و به نوعی مسبب موضع گیری در مورد این فیلم گشته حال آنکه وضع موجود در فیلم روایتگر واقعیاتی در جامعه است که هرچند کم یا زیاد،جامعه به نوعی با آنها درگیر است.به طور مثال به نظر می آید که حضرتعالی (بعد از گذشت 2 ماه از اکران فیلم) بخاطر حواشی آن علاقه مند به نوشتن مطلب شده اید،کما اینکه در متن نیز به این حواشی اشاره ای دارید،بنابر این اگر بیطزفانه به موضوع بنگریم،جدایی...فیلمی با سطح هنری قابل قبول،غیر سیاسی(یک صدم فیلم گزارش یک جشن هم سیاسی نیست)،تلخ و تا حدود زیادی واقعی است و بجای واکنش به آن می بایست مسائلی که باعث ساخته شدن این چنین اثری در حوزه اجتماعی می شود را برطرف نمود. یاعلی.