تثبیت و استمرار فعالیتهای فرهنگی، چگونه؟

یک سوال همیشه ذهن مرا مشغول کرده است و هر بار جوابی را برای آن در نظر میگرم و با گذشت زمان دوباره در پی جواب می گردم.

چگونه می‌توان لزوم فعالیت های فرهنگی را در افکار و رفتار تثبیت کرد؟

چراکه کسانیکه در عرصه فعالیتهای فرهنگی و به قولی جهاد فرهنگی هستند معمولا در این مسیر بصورت مستمر گام بر نمی‌دارند یعنی در برهه ای از زمان (مثل دوران بعد از انتخابات88) شعله ور می شوند و بعد از طی زمانی آن را رها می‌کنند!!

علت عدم استمرار در فعالیتهای فرهنگی چیست؟

آیا به علت عدم وجود بهره و ثمره های مادی است؟

یا به خاطر این است که لزوم انجام فعالیتهای فرهنگی احساس نمیشود؟

به نظرم فعالیت‌های فرهنگی در جامعه ما دارای چنین ویژگی‌های هستند:‌

- بهره و ثمره مادی ندارند.

- معمولا طوفانی هستند، یعنی بایک جریان احساسی به سرعت رشد می‌کنند و گسترش می‌یابند و با همان سرعت هم از دور خارج می شوند.

- با برنامه و هدفمند آغاز نمی‌شوند و لذا نمی‌دانند به کجا می‌خواهند برسند.

- قابل اندازه گیری نیستند، یعنی نمی‌توان از میزان تاثیر آن بر روی جمعیت مخاطب اطلاع پیداکرد.

حال با توجه به این ویژگی‌ها به نظر شما چگونه می‌توان شرایطی را فراهم نمود تا جهادگران عرصه فرهنگی در این مسیر بتوانند بشکل مستمر حضور داشته باشند و این میدان را در مقابل دشمن که با تهاجم و شبیخون فرهنگی مورد حمله قرار داده است محافظت نمایند.

 

یکی از دلایل بسیار مهم در عدم تثبیت و استمرار فعالیتهای فرهنگی مشکلات مالی می باشد. یعنی در عرصه‌ای که نیاز است بدون چشم داشت مالی خدمات و افکار مورد نیاز جامعه ترویج شود حرف اول را پـــــــول می‌زند.

اصولا بسیاری از فعالیتهای فرهنگی به جهت عدم بازدهی مالی و تامین هزینه‌های بسیار زیاد آن در مدتی کوتاه از دور خارج می‌شود. اگر تجربه‌ای کوتاه در فعالیتهای فرهنگی بطور مثال انتشار یک ماهنامه داشته باشید به خوبی این موضوع را متوجه می‌شوید که در طی مسیر انتشار نشریه اگر به لحاظ مالی تامین نشوید و به قولی پشتیبان مالی نداشته باشید به سرعت متوقف خواهید شد. حتی با وجود یک حمایت کننده نیز زیاد دوام نخواهید آورد چون کم کم مجموعه حمایت کننده احساس می‌کند اگر این هزینه را در جای دیگری خرج کند بازخورد بسیار بهتری خواهد گرفت.

این اولین گام و یا عاملی هست که موجب عدم تثبیت و استمرار فعالیتهای فرهنگی خواهد شد.

برای گذر از این شرایط چه پیشنهادی دارید؟؟
1- کارهای فرهنگی را به شکلی مدیریت کنیم که دارای بازدهی مالی شود؟
2- یا مخالف دیدگاه بازدهی مالی در فعالیت‌های فرهنگی هستید؟
چراکه معمولا
 مسائل مالی موجب تفرقه در بین یک گروه فرهنگی و عدم توجه به اصول کار فرهنگی می‌شود.

شما پیشنهاد دیگری دارید؟ و چه راه‌ی را برای عبور از این مرحله پیشنهاد می کنید؟

 

شاید بعضی‌ها معتقد باشند کارهایی که بازدهی مالی نداشته باشند امکان استمرار نخواهند یافت و محکوم به فنا هستند حال اگر ادبیات فرهنگی را نیز یدک بکشد دیگر جای خود دارد.

با این برداشت باید گفت نسخه کار فرهنگی در همین گام اول پیچیده خواهد شد و دیگر راه‌ی برای ادامه مسیر پیدا نخواهد کرد، به نظر من این استنباط غلط است و باید گفت حداقل در کشور عزیزما ایران کار فرهنگی در این مرحله متوقف نخواهد شد. روحیه عجیب مردم ما را شاید باید سالها مورد مطالعه قرارداد چنانچه مردم ما اگر به یک فعالیتی اعتقاد پیدا کنند آنگاه با تمام وجود پای آن خواهد ایستاد. برای حل مشکل مالی در فعالیتهای فرهنگی فقط کافی است شما ارزش یک کار را به خوبی تشریح کنید. برای مثال تجربه شخصی خود را در این خصوص نقل می کنم. مدت سه سال در یک نشریه فرهنگی که بصورت رایگان منتشر وتوزیع (در یکی از مناطق تهران) می شد همکاری داشتم سال اول فعالیت به سختی طی شد اما آهسته آهسته این مردم و مطالعه کنندگان بودن که ادامه کار را مطالبه می کردند. با گذشت یک سال یعنی در سال دوم فعالیت مشکل تامین هزینه‌ها برای این نشریه به حداقل رسیده بود و در سال سوم مجموعه منتشر کننده این نشریه تنها دقدقه‌ای که نداشتند هزینه‌های آن بود. هزینه انتشار این نشریه از بین خود مردم تامین می‌شد و برای نمونه جالب است برایتان نقل کنم شخصی با مراجعه به دست‌اندر کاران نشریه گفته بود علاقمند است ماهیانه مبلغی را که برای اموات خود خیرات می‌کرد به این نشریه کمک کند.

من به این مسئله معتقد هستم که این عامل (مشکلات مالی) نمی‌تواند در تثبیت و استمرار یک فعالیت فرهنگی نقش اصلی را بازی کند. پس باید به بررسی سایر مشکلات پیش رو پرداخت.

از جمله عوامل مهم دیگر در استمرار یک فعالیت فرهنگی می‌توان به ترسیم هدف در فعالیتهای فرهنگی اشاره نمود. به نظر شما هدف چه نقشی می تواند در تثبیت و استمرار فعالیتهای فرهنگی داشته باشد؟

 

هدف عاملی هست که معمولا در بین ما بی‌اهمیت طلقی می‌شود و معمولا ما فعالیت را شروع می کنیم و در طی مسیر تصمیم گرفته می‌شود که چه کنیم و به کجا برویم.!

هر چند تعیین هدف و برنامه ریزی برای دستیابی به آن به شدت زمانگیر و خارج از حوصله است اما باید دانست که بدون این عامل راه به جایی نخواهیم برد و زودتر از آنکه پول و بودجه ما تمام شود فعالیت ما سر نگون خواهد شد. لذا بسیاری از فعالیتهای فرهنگی بعد از طی زمانی کوتاه دچار سردرگمی می شوند و کار را به حال خود رها می‌کنند.

چنانچه هدف وجود نداشته باشد کارها اسیر طوفان احساسات خواهد شد و کارهایی که با طوفانی رشد کند با همان سرعت رشد از گردونه رقابت خارج خواهد شد. پس لازم است برای استمرار یک فعالیت ابتدا هدف گزاری و سپس برنامه‌ریزی داشت تا در طی مسیر به ارزیابی فعالیت فرهنگی پرداخت.

 

از عوامل دیگری که موجب عدم استمرار کارهای فرهنگی میشود بازدهی بلند مدت این فعالیتها می‌باشد، مثلا شما با انتشار یک نشریه نمی‌توانید اندازه بگیرید و یا بفهمید چه تاثیری داشته‌اید و چقدر مفید بوده‌اید. نقش و اهمیت یک نشریه زمانی خود را نشان می‌دهد که مثلا ده سال یا پانزده سال بعداز انتشار آن می‌بینید یک جریان فکری در بین مردم رواج پیدا کرده است. مثل جنبش عدالت خواهی دانشجویی که ابتداء از انتشار یک نشریه شروع شد که در آن مطالبی با محوریت عدالت منتشر می‌شد. حال شاید کسانیکه انتشار یک نشریه و یا یک فعالیت فرهنگی را آغاز کرده باشند در زمان ثمره دادن آن حضور نداشته باشند تا از میوه آن بهره ببرند.

تنها عاملی که می تواند تمام موارد بالارا در بر بگیرد و موجب شود تمام مشکلات و سختی‌های یک کار فرهنگی اعم از مشکلات مالی، سختی برنامه ریزی و هدف گزاری، عدم توجه به بازده در کوتاه مدت و بسیاری از موارد ریز ودرشت دیگری که ما به آن نپرداخته ایم را تحمل شود تا فعالیت فرهنگی به وضعیت استمرار و تثبیت برسد در یک کلمه خلاصه می شود و آن «انگیزه» است، اگر در مجموعه ای انگیزه از بین برود با وجود پول، برنامه، هدف، امکانات، نیروی انسانی متخصص، بازدهی خوب و... بازهم نمی‌توان به استمرار و تثبیت آن امیدی داشت.

انگیزه تنها عامل استمرار و تعطیلی فعالیتهای فرهنگی است. اگر انگیزه وجود داشته باشد گروهها ومجموعه های فرهنگی به راحتی می توانند راه حل‌هایی برای ادامه فعالیت خود پیدا کنند و با هر سختی ممکن تلاش کنند تا فرهنگی بمانند.

جمع بندی این مطلب را می توان در چند خط برگرفته از کلام شیوا و دلنشین رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه‌ای اینگونه به پایان برد که می فرمایند:

« ... اینکه یک کاری در بیرون تحقق پیدا کند نیاز به سه چیز دارد طراحی، اجرا و استمرار در اجراست که این انگیزه لازم دارد...    ... چیزهایی که تصمیم دارید انجام بدهید یا بعضی را که شروع کرده اید کارهای خوبی است و اگر اجرا شود کارساز خواهد بود، لکن توجه کنید انسان شروع به کاری که می کند انگیزه دارد بعد که وارد عمل شد کاهی اوقات مانع‌ها انگیزه را در انسان ضعیف می‌کند و گاهی مرور زمان و تکراری شدن و عادی شدن. انگیزه را ضعیف می‌کند. این خطر بزرگی است شما باید جوری باشید که اول مسئولیت شما یک تصویری از انگیزه و نیت و تصمیم خودتان مشخص بکنید، دوسال دیگر باید این باشد یا بیشتر، من غالبا در تجربه 30ساله این را بارها مشاهده کرده ام، فکر خوبی است که ارائه می کنند، طرح خوبی است و نیت و تصمیم هم هست، می‌روند وارد میدان اجرا می‌شوند اما شش ماه که می‌گذرد عوامل گوناگون انگیزه را می‌برد. مواظب این آفت باشید.»

/ 5 نظر / 20 بازدید
من و دوستم خدا

سلام [گل] وب خوبي داري [لبخند] خوشحال مي شم به منم سري بزني [گل][لبخند][گل] موفق باشي

کمند

"یکی از دلایل بسیار مهم در عدم تثبیت و استمرار فعالیتهای فرهنگی مشکلات مالی می باشد. یعنی در عرصه‌ای که نیاز است بدون چشم داشت مالی خدمات و افکار مورد نیاز جامعه ترویج شود حرف اول را پـــــــول می‌زند." شدیدا موافقم صاحبان سرمایه دغدغه فرهنگی ندارند

حمید خان

با سلام با رحیم مشایی صاحب ایدئولوژی برتر ؟ به روزم پستهای قبلی شهید اهل قلم ، شهادتت مبارک اخراجی ها 1 و 2 کجایید که اخراجی ها 3 حالش خوب نیست خنده بازار ،گل آقای تصویری آینده نقدی بر جدایی نادر از سیمین مختار نامه ، اثبات کننده مکتب ایرانی وبلاگ پشتیبان www.sinama-hl.mihanblog.com

آق علی

سلام با عرض پوزش یه جواب به سوال اول شما بدم به نظر بنده این ضرورت رو باید خود افراد درک کنند، یعنی اینکه ممکنه یه وقت برای یکی توضیح بدی و از خودت برای کارهای فرهنگی پیشرو تر بشه، خوب حتما خودش درک کرده ولی خیلی ها هم هیچ زمانی خودشون رو ملزم به فعالیت فرهنگی که اولا احتیاج خودشون و خونوادشونه و بعد جامعه نمیدونن با پست دوم نکته هایی از عالم معنا به روزم علی یرات

سعید

باسلام یکی ازدلایل عدم موفقیت ها بلندپروازی هایی است که درشروع خودمان رابافلان کاروحرکت میسنجیم بدون درنظرگرفتن سازوکارهایش ودرشروع همان کارفرهنگی موفق نمیدانیم که باچه مشکلاتی روبربوده اند.این به معنای کوچک دیدن اهداف درابتدا نیست منتها عادت کرده ایم که سازوکاروابزارایجادکنیم سپس دنبال فکر استفاده ازابزاروامکانات برویم نه اینکه فکروایده مارابه دنبال ابزاربفرستد. بامادرارتباط باشید دوست عزیز